محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى

پيشگفتار 35

دستور شهرياران ( فارسى )

سلسلهء صفويه نيز پرداخته شود . غالب منابع ، سقوط سلسلهء صفويه را با اعزام گرگين خان گرجى به قندهار قرين مىدادند . 64 او كه شاهزاده‌اى گرجى از حكمرانان گرجستان بود ، پس از طغيان از سوى دولت مركزى سركوب شد ؛ و دربار صفوى اگرچه ملقب به شاهنوازخانش ساخت ، ليكن همواره « در پى فرصت مناسبى بود تا او را از اين منصب ( حكومت گرجستان ) بردارد و به جاى دورى بفرستد . اين فرصت با مسئلهء قندهار پديد آمد و گرگين خان براى حكمرانى اين ناحيه انتخاب گرديد . » 65 با ورود گرگين خان و سپاهيانش به قندهار ، از آنجا كه گرجيان همگى نصرانى بودند 66 و ساكنين قندهار سنى مذهب ، اين اختلاف دينى بالا گرفت و بىاعتدالى بسيارى از سوى گرجيها ، بر فرقهء مسلمين توابع قندهار خصوصا افاغنه روى مىداد و دست درازى بر ناموس آنها از اناث و ذكور مىنمودند . » 67 و هر قدر كه رئيس قبيلهء افاغنهء غلزايى يعنى ميرويس « به گرگين خان منع اين مقدمات مىنمود و تظلم مىكرد ، از راه غرور نمىپذيرفت بلكه حمل بر بغى و طغيان او مىنمود . و ميرويس و ساير فرق افاغنه به سبب آنكه سنى مذهب بودند ، كمال تنفر از حكومت قزلباش داشتند و به سبب حكومت فرقهء گرجيه ، اين تنفر ، مضاعف و دو بالا گرديد . و چون ميرويس شخص شجاع و صاحب داعيه بود و سر پرشورى داشت ، تاب اين مذلت نياورده ، از قندهار عازم اصفهان گرديد كه به درگاه پادشاهى شكايت شاهنواز خان كرده ، او را معزول نمايد ؛ و يا معاتب به عتاب پادشاهى نموده او را و لشكر او را از زياده‌روى باز دارد . » 68 ميرويس در اصفهان : اغلب در خصوص رفتن ميرويس به اصفهان ، دو گونه اظهار نظر مىكنند : عده‌اى مىگويند كه گرگين او را دستگير كرده به اصفهان فرستاد ؛ 69 برخى مىنويسند ميرويس جهت دادخواهى ، خود بشخصه راهى شد . و چنين مىنمايد نظر دوم صحيح باشد . چه ، براى گرگين كه اين زمان در هرات داراى بيست هزار سرباز بوده ، لزومى ندارد هرگز چنين ضعفى را از خود نشان دهد . به طورى كه فردى را بگيرد اما جرأت تنبيهش را نداشته و مجبور باشد براى تعيين تكليف به اصفهان بفرستد . ديگر آنكه غالب مورخين نوشته‌اند ميرويس در دربار اصفهان توانست با پرداخت رشوه ، تمام اطرافيان شاه را با خود موافق و با گرگين دشمن نمايد و ايضا نگاشته‌اند كه ميرويس به زودى در جمع ندماى شاه درآمد . آيا منطقى است كه يك زندانى كه به هيچ وجه دسترسى به شاه نداشته به چنين اعمالى دست بزند ؟ چگونه يك فرد دستگير شده كه به احتمال قوى قاعدتا اموالش هم توقيف و مصادره گرديده و در نتيجه فقير است ، توانسته آن همه پول و وسايل قيمتى با خود حمل نمايد و در اصفهان به اين و آن بدهد ؟ پس بايد قبول كرد كه